![]() |
![]() |
|
| کوه و زندگی |
|
قسمت سوم
علی نژاد هم کم شیطون نیست ! قله توچال ـ جانپناه سنگی ( گرفته شده توسط پوریا ) در انتظار رئیس بزرگ قله توچال ( گرفته شده توسط پوریا ) ۱.۳۰ دقیقه بعد ـ باز هم در انتظار رئیس بزرگ قله توچال ( گرفته شده توسط پوریا ) ریاست محترم فدراسیون کوهنوردی آقای هوایی(رئیس بزرگ که میگفتم ایشون هستند) به همراهی آقای جواهر پور قله توچال ( گرفته شده توسط پوریا ) سخنرانی هوایی و دادن وعده های زمینی قله توچال ( گرفته شده توسط پوریا ) |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 23:27 توسط پوریا |
|
|
قسمت دوم
تلاش برای خودی نشان دادن به مسئولان زیر نوار سنگی یال ( گرفته شده توسط پوریا ) تمدن هم گاهی بر زیبایی طبیعت تاثیر میذاره.خط حرکت طیاره رو میگم ( گرفته شده توسط پوریا ) آخرین تلاشهای اون روز شب رسد وچادر روز می درد ( گرفته شده توسط پوریا ) روز نزدیک است بخوااااااااااااااااااااابید کمپ اول ـ ارتفاع تقریبی ۳۳۰۰ متر ( گرفته شده توسط پوریا ) اینم یه عکس دسته جمعی ـ از راست :علی نژاد ـ جواهرپور ـ خودم ـ هنر پژوه قله توچال ـ ارتفاع تقریبی ۳۹۶۱ متر ( گرفته شده توسط پوریا ) |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 23:3 توسط پوریا |
|
|
قسمت اول
تهران در دود توچال ـ تراورس ایستگاه ۵ به شیرپلا ( گرفته شده توسط پوریا ) پای در خاکمو ستیغ هایم در سرما دیواره بند یخچال( گرفته شده توسط پوریا ) بازدید از وسایل توسط مربیان تراس شیرپلا ( گرفته شده توسط پوریا ) در انتظار حرکت باغچه ی شیرپلا( گرفته شده توسط پوریا ) صف آرایی و تقسیم نفرات بین مربیان ابتدای یال جنوب جنوب شرقی توچال ( گرفته شده توسط پوریا ) صعود به سمت قله یال جنوب جنوب شرقی توچال ( گرفته شده توسط پوریا )
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 22:34 توسط پوریا |
|
|
از خواب بیدار میشوم وتا آنجا که میتوانم راست قامت میمانم.
در من نفسی کوتاه اما جسور, مایوسانه تلاش میکند تا خوشبختی,ملال و مرگ را در هم بشکند. ذهنم را کاملا بیدار,شفاف و بی ترحم نگه میدارم. صبح فرا می رسد: بی رحمانه آن را روانه میدان نبرد می فرستم تا روشنایی بر تاریکی جسمم غلبه کند, من گارگاه دیگری ندارم تا در آن , تاریکی را به روشنایی تبدیل کنم. نوشته شده توسط پوریا ( با تصرف از کازانتزاکیس )
آهار ـ شکراب ـ خرداد ۸۳ ( گرفته شده توسط پوریا ) |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 23:38 توسط پوریا |
|
|
سلام بر رفقا
نمیدونم باید از کجا شروع کنم.آخه اولین بارمه که یک وبلاگ می نویسم. البته پایهء این وبلاگ را همبازی دوران کودکیم پویش جان طراحی کرده و من تا دیشب کلا" از وبلاگ نویسی چیزی سر در نمی آوردم. اینم عکسامون |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 22:28 توسط پوریا |
|
|
سر اومد زمستون شکفته بهارون
گل سرخ خورشید باز اومد و شب شد گریزون کوهها لاله زارن لاله ها بیدارن تو کوهها دارن گل گل گل آفتابو میکارن توی کوهستون دلش بیداره تفنگ و گل و گندم داره میاره توی سینه اش جان جان جان یه جنگل ستاره داره جان جان یه جنگل ستاره داره لبش خنده ء نور دلش شعله ء شور صداش چشمه و یادش آهوی جنگل دور برگرفته از کتاب سرود های کوهستان کلاردشت - رودبارک - دره و قله ی چاکنو - مرداد ۸۱ ( گرفته شده توسط پوریا) |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 18:56 توسط پوریا |
|
|
البرز مرکزی-گرمابدر-ارتفاعات گیزنو (گرفته شده توسط پوریا)
نفس ها ادامه دارد حتی در هیچستان سرما.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 4:26 توسط پوریا |
|
البرز مرکزی-گرمابدرـ قله ی پیرزن کلوم ـ بهمن ۸۵(گرفته شده توسط پوریا) |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 3:48 توسط پوریا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
بشریت تکه ای گل است . بیا در این خرابه ی جسم و ذهن گلی کوچک برویانیم
|
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 |
| پیوندها |
|
قهوه تلخ دماوند تا علم کوه پیک لجور کلاغها سنگ و یخ گزارشات صعود به قلل و.... قلمرو کوهستانی ایران آناپورنا بی هیچ ترسی ازجاذبه زمین کوه - فلسفه بلک راک گرو کوهنوردی تهران |
|
RSS
|